تبليغاتX
خدایگان تبعیدی زمین

خدایگان تبعیدی زمین

یکی از بچه های گمنام نوشته 

مطمئن باش دستم میزنند بهش
هیچکی هم نمی میره
اونی که داره میمیره خود شمایی
و افسوس که اینو قبول نمیکنی

منم میگم اگر دنیا انقد که میگی داغونه پس بدون خدایی نیست....

کی به کیه؟

ولی اینطور نیست...

منم گفتم کسی نمیتونه تا ابد وجدانش رو مثه گوشیش خاموش کنه.

گیرم خطش رو خاموش کرد. گیرم فیس بوکش رو بست. گیرم  همه کاری کرد تا از من مخفی باشه.... ولی بالاخره چی؟ این وبلاگو بعد ها نمیخونه؟ این اینترنت رو چک نمیکنه؟ بالاخره وجدان کار دست آدم میده....

خوش به حال خودم که با تنهایی سر کردم. ولی خائن نشدم

همون طور که داغش به دلم موند.داغی به دلشون بمونه که خودشون حال کنن. از الان خودش شب عروسیش رو مجسم کنه که قراره بهش دست بزنن. تا صبح حرفا و گرمای تن من کنارش خواهد بود. نه هیچ چیز دیگه...

به این ایمان داشته باش.

من نمیگم اون ازدواج نمیکنه.

حتما منو نخواسته که رفته ازدواج کرده. ولی این شرط همیشه درسته نیست.

اما این زجر بس که تا آخر عمر هر بار بخواد عاشقی کنه من جلوی چشماش حاضرم.......

جهنم از این بدتر....

نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390ساعت توسط |

خواستم باشی تا روبروت اینا رو بگم... 

با خودم گفتم یه قرآن بزار کنارت.

دست بزار روش.

منم همین طور...

به صاحب همین قرآن:

خدا لعنت کنه اونی که شماره منو داد به تو و این بدبختی ها رو واسم درست کرد.

ایشالا خیر نبینه...

به  همین روزهای عزیز  که همه بشکن میزنن و خوشن و فکر نامزد و عروسی و...من با خودم میگم الاناست که اون حروم زاده هابرن در خونه علی....

به  پهلوی شکسته زهرای علی.... عشق علی... همه هستی علی...

خدا لعنت کنه اون مادری که اون طور تو پارک دلم رو شکست.... نذاشتن راستش رو بگم.شاید نظرش عوض میشد. اونم فکر کرد من از راه نیومده  و احمقم و همه چی خراب شد.... ایشالا که اونم داغ عزیزش رو ببینه تا بفهمه داغ گذاشتن رو دل دیگرون و نیش و کنایه زدن چه طعمی داره....

من که دستم به هیچ جا بند نیست...

نه کسی وساطتت میکنه نه کسی کمک میکنه....

همه دارن عشقشون رو انتخاب میکنن. من شبا با گریه به یادت میمیرم و زنده میشم.... خدا رو شکر دو سه شبش رو خودت شاهد بودی....

فقط میتونم به فرق شکسته علی خدا رو قسم بدم اگر حقی بین من و عشقم بوده... اگر نون و نمکی خورده شده و حرمت داشته... اگر قدمی واسه هم برداشتیم.... حتی قدمی...به حق همین ها

بمیره اونی که بخواد حتی یه لحظه حتی یه لحظه حتی یه لحظه به جای من به عشقم دست بزنه... 

بخدا همه تلاشم رو کردم. آدمی هم نیستم که آبرو ریزی راه بندازم یا کسی رو تهدید کنم. یا حقم رو به زور از کسی بگیرم. ولی خداییش این بار داره این ناحقی و ظلم خفه ام میکنه.

فقط از خدا میخوام تکلیفم رو روشن کنه... 

پ.ن:چطور دلت اومد بری؟

می خوام کنار پنجره به یادت آروم بمیرم......

پ.ن: آهنگ چطور دلت اومد از مرتضی پاشایی تقدیم به همه بیمرفتا....همین موزیک که از این وبلاگ داره پخش میشه....

پ.ن: میدونم احمقانه هست از نظر شما این حرفا ولی حرف دلمه.

نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت توسط |

کی اومد که بدت اومده از من...

دوستانش میگویند نامزد کرده...

ازدواج کرده...

رفت...

پ.ن: قلبم گواه میدهد دروغ است. دروغ.تا من منتظر تو هستم تو منتظر من خواهی ماند؟

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت توسط |


آخرين مطالب
» جهنم
» حرف دلم
» دروغ
» آه
» خدا لعنت کنه
» داغ
» حسین
» کاش
» توله ها
»

Design By : RoozGozar.com